اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران

چهارشنبه
چهارشنبه 29 خرداد 1398
10 خرداد 1398 10 خرداد 1398
12:56 12:56

خطای دید

با فرض اینکه کشور را با هر مرارتی بشود تا زمان انتخابات بعدی آمریکا اداره کرد و نتیجه ی انتخابات نیز روی کار آمدن نامزد حزب دموکرات در آمریکا باشد، رنج مزمن ناشی از این دوران، ملت را دیگر از رهایی از تحریمها و سینه خیز وارد دوره ی پساترامپ شدن راضی نمی سازد. نمی توان تمام مطالبات مردم را تعلیق به دوران پساترامپ نمود زیرا اگر این اتفاق نیافتد گزینه ی دومی وجود نخواهد داشت و اگر هم بیافتد هیچ دولتی از پس مدیریت انتظارات بهمن گونه ی مردم که با فشار و رنجوری این مدت به ناپایداری رسیده است بر نمی آید.

پدرام سلطانی

فعال اقتصادی

جامعه ی ایرانی این روزها به سطح پایینتری از روحیه ی عمومی در حال سقوط است. ساکنان ایران به ویژه طبقات متوسط و فرودست اکنون فراتر از موضوع رشد شتابان قیمتها و ناپایداری شغلی دغدغه ی جدی تری پیدا کرده است و آن این است که آیا ایران وارد رویارویی نظامی با آمریکا خواهد شد یا نه. آشفته بازار اظهار نظر در کشور نیز به این نگرانی دامن می زند، در روزهای گذشته انواع و اقسام نظرها از سوی مقامها و مسئولان از سایر قوا و ارکان در خصوص مناقشه ی بین ایران و آمریکا اظهار شده است، به گونه ای که عملاٌ موضع دولت، که قانوناٌ تریبون اصلی و قانونی اظهار نظر در این خصوص است، در میان نظرات دیگران گم شده است.

این وضعیت دست به دست شرایط رو به وخامت اقتصادی داده است تا آخرین قطره های سرمایه ی اجتماعی دولت را از این جام شکسته بیرون بریزد. مدیریت اقتصاد کشور از ریشه درمانی به نشانه درمانی فروافتاده است و عملاٌ دولت با تمام ابزارهای اصولی و غیراصولی خود از روند شتابان قیمتها آویزان شده است تا بلکه از این شتاب کمی بکاهد. در این صحنه، دولت شمارش معکوس خروج از برجام را نیز آغاز نموده است.

چین و روسیه نیز که تمام امید ایران در صحنه ی بین المللی هستند، آرام آرام به تحریمهای آمریکا تن در داده اند و به غیر از ژستهای دیپلماتیک در مخالفت با تشدید فشارها و تحریمها از سوی آمریکا، اراده ی دیگری در کمک و همکاری با ایران از خود نشان نمی دهند. تردیدی نیست که این دو کشور و اروپا از رفتار آمرانه ی دولت آمریکا در خصوص بسیاری از مسائل بین المللی خرسند نیستند و آن را مرتباٌ بیان می کنند، اما تمام آنها ترازوی دقیقی به نام "منافع ملی" در دست دارند که هر حرکت آمریکا را در یک کفه ی آن و هزینه های مقابله با آن حرکت را در کفه ی دیگر می گذارند و عموماٌ هزینه ی مقابله را بیشتر می یابند. میزان انعطاف چین، به عنوان دومین قدرت اقتصادی دنیا، در برابر فشارهای آمریکا شاید خارج از تصور بسیاری از کسانی بود که صحنه ی بین المللی را صفر و صدی می نگرند و تصور می کنند که چین برای حفظ "آبرو و شأن" خود حتماٌ مخالفتهای عملی و جدی از خود نشان می دهد. اما چین به سال ٢٠٥٠ چشم دوخته است، زمانی که به قدرت اقتصادی شماره یک دنیا تبدیل می شود و در فناوریهای صنعتی، نظامی و فضایی جایگاهی به مراتب مستحکمتر از امروز در برابر آمریکا خواهد داشت. از این روی چین نیروی خود را برای مقابله با آمریکا هدر نمی دهد زیرا آن را برای پیشبرد اهداف حساب شده اش تا ٣٠ سال دیگر نیاز دارد.

وقتی به اصول راهبردی و رفتارهای تاکتیکی چین در عرصه ی بین الملل می نگریم و راهی که خود آمده ایم را در نظر می آوریم، در می یابیم که ما عملاٌ مانند زورقی خود را بر آبهای اقیانوس رها کرده ایم، به امید اینکه امواج ما را به ساحل نجات برسانند، نه پارویی هماهنگ زده ایم و نه بادبانی برافراشته ایم. امروز هم که خود را در برابر فشارهای روزافزون و بی سابقه ی آمریکا می بینیم باز همان زورقیم که این بار در آبهای پرتلاطم افتاده ایم و غایت امید ما به این است که ٢٠ ماه دیگر (در زمان انتخابات آمریکا) این طوفان فرونشیند. اما این افق برای کشوری با وضعیت اقتصادی نابسامان و التهابات اجتماعی زمانی بسیار زیاد و انتخابی قمارگونه است. امروز باید دریافته باشیم که بدل شدن به کارت بازی بده بستانهای دیگر کشورها با آمریکا ما را در معرض بزرگترین نااطمینانیها قرار داده است.

با فرض اینکه کشور را با هر مرارتی بشود تا زمان انتخابات بعدی آمریکا اداره کرد و نتیجه ی انتخابات نیز روی کار آمدن نامزد حزب دموکرات در آمریکا باشد، رنج مزمن ناشی از این دوران، ملت را دیگر از رهایی از تحریمها و سینه خیز وارد دوره ی پساترامپ شدن راضی نمی سازد. نمی توان تمام مطالبات مردم را تعلیق به دوران پساترامپ نمود زیرا اگر این اتفاق نیافتد گزینه ی دومی وجود نخواهد داشت و اگر هم بیافتد هیچ دولتی از پس مدیریت انتظارات بهمن گونه ی مردم که با فشار و رنجوری این مدت به ناپایداری رسیده است بر نمی آید.

کشور باید از وضعیت آچمز روی مدیریت تحریم خارج شود، این وضعیت اگرچه امروز را به فردا می رساند اما به هیچ روی رضایت عمومی را افزایش نمی دهد و این موضوع که برای مدت طولانی رضایت عمومی پایین باشد و در مقابل هر روز مطالبات اجتماعی و اقتصادی مردم تنوع و تکثر و تزاید بیابد هر حاکمیتی را از ایجاد ثبات در جامعه و اداره ی کشور عاجز می کند. مسئله ی ما "ایران" است نه آمریکا، درست ببینیم!

دیدگاه خود را بنویسید

icon news